سه شنبه 30 بهمن ماه سال 1386
دروغ گویی رو اول اول اول از خودمون شروع می کنیم . اونجا که برای بار اول ، دوم و هزارم سعی می کنیم به قلبمون بگیم ، تند شدن تپش تو فقط به خاطر فعالیت زیاده نه چیز دیگه
سه شنبه 23 بهمن ماه سال 1386
هفته بد یعنی .................... همش بوی سیم سوخته میاد
پنجشنبه 18 بهمن ماه سال 1386
بعد از بیست و خورده ای سال عمری که از خدا گرفتم هنوز که هنوزه فرق خساست و صرفه جویی رو نمی تونم از هم تشخیص بدم.
سه شنبه 16 بهمن ماه سال 1386
از بین تمام مواهب بزرگ شدن ، تنها خستگی به من رسیده .......
پنجشنبه 11 بهمن ماه سال 1386
خوبی سن و سالمون اینه که خیلی راحت میشه همه چیز رو تو اوج گرفتاری حواله بدیم به .... و 3 ساعت تخت بخوابیم . گور بابای تمام تعهدات.
زیاد هم سخت نگیرید حالا حالا ها مونده اونقدر بزرگ بشیم که اولویت بدیم به اینکه حتماً حتماً مثل پدر و مادرهامون به خاطر دقیقه دقیقه زندگی متعهد باشیم
چهارشنبه 10 بهمن ماه سال 1386
فکر می کنم دنیای نت انقدر برامون عادی شده که دیگه نیازی نیست برای هر ورودی سلامی داد به همراه یک رزومه ی کامل و هنگام هر خروجی هم کلی ناله و فقان راه انداخت برای دل تنگی هامون .
منم یک تازه وارد قدیمی هستم که هر جایی به یک اسم خطی رو سیاه کردم و اینجا هم .....
این وب هم نوشته میشه نه برای هدفی خاص که فقط روزنه ای هستش برای تخلیه احساسات خوب و بدی که تو دنیای واقعی دست به گریبانش هستم.
و آخرش هم لازمه بگم ......................
بمونه برای بعد.