روبرو
تو برایم معنیش کردی ، برایم ناشناخته بود
کلمه بیست و سوم
شنبه 14 اردیبهشت ماه سال 1387
این روز ها حس آدمی رو دارم که مونده روی یک تخته سنگ وسط یک دریا ، نه جایی داره برای پیش رفتن و نه پس رفتن.
گذشتهها
بهمن 1386
اسفند 1386
فروردین 1387
اردیبهشت 1387
خرداد 1387
تیر 1387
مرداد 1387
مهر 1387
نوشته های پیشین
سی و چهارم
کلمه سی و سوم
فریاد بر سر فریاد
کلمه سی و دوم
کلمه سی و یکم
کلمه سیم
کلمه بیست و نهم
کلمه بیست و هشتم
کلمه بیست و هفتم
کلمه بیست وششم
کلمه بیست و پنجم
کلمه بیست و چهارم
کلمه بیست و سوم
کلمه بیست و دوم
کلمه بیست و یکم
دوستان
حرف هایی که درد می کنند
خانه مجازی
عشق حرف بیهودگی نیست
پوزخند
نوشته های بی دلیل
سفیر
دنیای سخن
ابتکار سبز
قند نوشته ها
سالهای ربوده شده
تلخ نوشته های یک مشهدی
طنز نوشته های یک پیر پسر
حال ساده
تعداد بازدیدکنندگان : 2806
powered by blogsky.com